احمد مجد الاسلام كرمانى

170

سفرنامه كلات ( فارسى )

كرده و آقايان آنجا را شفيع نموده و چندين مرتبه اهالى آنجا استشهاد كرده‌اند و بحضور حضرت اشرف فرستاده‌اند كه اين طفل گناهى ندارد و از اعمال برادرش بىخبر است و آنچه از آنها برده‌اند ، نصفش مال اين بيچاره است و مادر پيرش نزديك است ديوانه بشود و در فاصله هيجده ماه مكرر نوشته‌اند و استدعا كرده‌اند تا از طرف حضرت اشرف حكم مرخصى او صادر شده است اما خان نايب مطالبه رسوم زنجير را مينمايند و نميگذارد بيرون برود ، مبلغ پنج تومان مطالبه مىكند طفلك بيچاره كه فقط يك پيراهن كرباسى و يك زيرجامه كرباس دارد از كجا ميتواند پنج تومان راه بياندازد لهذا قرار داده‌اند او را از محبس خارج كنند و زنجير از گردن و كند از پايش بردارند و او هم در زندان مشغول خدمت باشد و به اشخاص محترمى كه موقتا آنها را بزندان ميآورند خدمت كند تا از انعاماتى كه آنها به او ميدهند پنج تومان جمع كند آنوقت او را مرخص فرمايند و حالا دو ماه است به خدمت زندانيان ميپردازد و خيلى بيچاره و بىادراك و بىجرأت است شب و روز گريه مىكند و مادرش را ميخواهد جگر سنگ بر او آب مىشود و در اين دو سه ماهه دو سه تومان كم‌كم جمع كرده است اما سركار نايب صفر على از او گرفته و گاهى يكى دو سيلى به بناگوشش مينوازد كه مبادا مطلب را بحضور مدير كل خان نايب اطلاع بدهد و آنقدر حالت اين طفلك جگرگداز است كه اگر كسى دلش از سنگ باشد از مشاهده حالت او قهرا كباب مىشود ، اينهم يك نفر از مستخدمين محبس است خود نايب صفر على هم هست اما در كليات مداخله مىكند مثلا قطع و وصل عمل خدمتانه و رسوم خان نايب و خريدن آذوقه براى آنها كه مكنتى دارند كه دو هزار بگيرد تا دهشاهى خريد كند و داغ و درفش كردن و عمل استنطاق را مجرى داشتن و امثال اين گونه امور كليه ، يك نفر سرباز هم هست يعنى يك چاتمه « 1 » سرباز كه عبارت از سه

--> ( 1 ) چند تفنگ را صليبى بهم پيوسته در زمين نصب كردن - چاتمه قراول - قراول مواظب چاتمه . صفحه 12 شماره 41 لغتنامهء دهخدا